رویای ترمه

33,500 تومان

وزن ۷۵۰گرم
سرشناسه : فرزانه ،شیرین،۱۳۶۰
‏عنوان و نام پدیدآور : رویای ترمه/شیرین فرزانه
‏مشخصات نشر : تهران : ستاره جاوید، ۱۳۹۷٫
‏مشخصات ظاهری : ۲۶۸ص.؛ ۵/۱۴ × ۵/۲۱ س م.
‏شابک : ۹۷۸-۶۲۲-۶۲۵۴-۰۵-۲
‏وضعیت فهرست نویسی : فیپا
‏موضوع : داستان‌های فارسی — قرن ۱۴
‏رده بندی کنگره : PIR۸۳۵۶ /ر۳۷۴۳۴ر۹ ۱۳۹۷
‏رده بندی دیویی : ‏‫۸فا۳/۶۲
‏شماره کتابشناسی ملی : ۵۴۳۶۳۸۱
قیمت ۳۳۵۰۰تومان

در انبار موجود نمی باشد

دسته:

توضیحات

برشی از کتاب رویای ترمه نوشته شیرین فرزانه نشر ستاره جاوید

فصل یک

از مدرسه تازه رسیده بودم. دفتر خاطراتم را باز کردم و شروع کردم به نوشتن وقایع آن روز. همیشه در حال تلاش و درس بودم چون قبولی در دانشگاه تهران

جزو رؤیاهایم بود. جزء نفرات اول کلاس بودم. زنگ هندسه بود و آقای اطلسی مشغول نوشتن روی تخته سیاه.

فکر می کردم با وجود مشکلاتی که دارم، می توانم در کنکور شرکت کنم و به جای کلاس فعلی اگر سال بعد در دانشگاه تهران باشم چه می شود؟ در این

افکار بودم که آقای اطلسی صدایم کرد و گفت: کریمی! بیا پای تخته مسئله رو حل کن!

ازجایم بلند شدم و با نگرانی رفتم پای تخته و شروع کردم به نوشتن جواب  سوال ولی معلوم بود درست متوجه نشده بودم. آقای اطلسی گفت: حواست

کجا ست؟

از تو انتظار نداشتم. برو بشین! خودم دوباره توضیح میدم. بچه ها لطفاً دقت کنید.

تمام درس های  سال پیش را مرور می کردم تا برای کنکور سال بعد آماده باشم. فکر و ذهنم پیش کتاب‌ هایم بود که به موقع همه  آنها را بخوانم ولی از صبح

حواسم درکلاس نبود. خیلی از بچه های کلاس خجالت کشیدم. زنگ خورد. کنار آبخوری ایستاده بودم. حال عجیبی داشتم. منتظر آمدن ندا بودم. ندا با یکی

از دوستانش به سمت من آمد و گفت: شانس آوردی آقای اطلسی بهت چیزی نگفت. اگرمن جای او بودم حتماً از کلاس بیرونت می کردم.

ـ ندا من میخوام برم خونه. نمیای؟

ـ حالا ناراحت نباش! همیشه که نباید شاگرد زرنگه باشی. من امروز خونه نمیرم. خونه داییم دعوت داریم.

به آنطرف خیابان رفتم. به سرکوچه مان رسیدم. احساس کردم کسی از مدرسه تا به اینجا تعقیبم می کند. به پشت سرم نگاه کردم. مهران را دیدم که

ایستاد. سلام کرد و پرسید: رویا خانم! حالتون چطوره؟

آشفته از دیدنش زیر لب جواب سلام را دادم و راه باقیمانده را با قدم های بلند طی کردم. دستم را به طرف زنگ بالا بردم که مادر در را باز کرد: سلام دخترم!

خوبی؟ چرا رنگت پریده؟

ـ خوبم. مادر! جایی میرید؟

ـ میرم از سرخیابون چند تا نون بخرم.

خواستم در را ببندم که با نگاهش مواجه شدم. چشمانی قهوه ای روشن با موهایی به همان رنگ، بینی گوشتی، جثه ای ریز و قد کوتاهی که داشت با مادر

شروع به احوالپرسی کرد. در را بسته داخل خانه شدم. به اتاق خودم رفتم.

 

برشی بود از کتاب رویای ترمه نوشته شیرین فرزانه نشر ستاره جاوید

اطلاعات بیشتر

وزن 750 g

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “رویای ترمه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *