درکوچه باغ انتظار

30,000 تومان

سرشناسه : اب‍راه‍ی‍م‍ی‌، غ‍لام‍رض‍ا، ‏‫۱۳۴۹ -‏
‏عنوان و نام پديدآور : درکوچه باغ انتظار/غزل آئینی/غلامرضا ابراهیمی.
‏مشخصات نشر : تهران: ستاره جاوید، ‏‫1400.
‏مشخصات ظاهری : ‏‫82 ص.
‏شابک : ‏‫ 978-622-6254-45-8
‏ فهرست نویسی : فیپا
‏ موضوع : شعر فارسی -مهدویت– انتظار- قرن ۱۴
‏رذه بندی کنگره : PIR۷۹۴۳
‏رده بندی دیویی :
۸فا۱/۶۲
‏شماره کتابشناسی ملی :
۷۶۵۶۳۱۵

توضیحات

این مجموعه  درکوچه باغ انتظار تقدیم می‌گردد به ساحت مقدس ائمه اطهار(علیهم السلام)بویژه آقا امام زمان(عج ا…تعالی فرجه الشریف)اوکه نگاه پر

مهرش را همیشه در زندگی  احساس کردم و به شماکه دقایقی از عمر خویش را درمطالعه این اثر سپری می کنید.

فهرست کتاب درکوچه باغ انتظار:

  1. خدای خوب/به کوچه باغ ذهن من،نسیمِ جسم وجان بده/7
  2. راهنمای من/آینه‌ی جان من عاشق و حیران تو/9
  3. قطار محبّت/خوشبوتر از تبسّم گل در بهار باش/11
  4. جمع یاران/خواب دیدم در بلندِ آسمان مهتاب را/13
  5. صحرای عشق/از شوق دیدارِ شما بیدارم ای دوست/14
  6. اذانِ ظهور/در هیجان و تبم از نفحاتِ تو دور/15
  7. حسرتِ دیدنِ تو/سالياني‌ست كه دل‌داده‌ی گيسوي توام/17
  8. گفتگوی آینه/نیمه شب‌ها می‌نشینم رو به روی آینه/18
  9. اکسیژن عشق/آواره و تنهام در این وسعت آبی/20
  10. روزن دیوار/ازروزن دیوار شنیدیم که دلدار تو هستی/22
  11. صبح ظهور/باغ و بستان و چمن منتظرِ دیدن تو/23
  12. آفتاب صبح امید/باغ گیلاس دلـــم دارد بهارِ تازه‌ای/25
  13. پادشاه مهربان/گم شدم درکوچه‌ی دلواپسی‌های زمان/27
  14. آخرین مشکل گشا/از اشتیاقِ دیدنت منزل به منزل می‌روم/29
  15. رجعت آبی/روزي كه شوم افسرت ای دولت آبی/31
  16. درکوچه باغِ انتظار/من به چشمت نازنین حق تقدّم داده‌ام/32
  17. صبح دیدارتو/نوبهاری‌ست جهان، لحظه‌ی خندیدن تو/33
  18. خوش به دِلِ آینه/آینه‌ی منتظر، دیده گلِ روی تو/34
  19. دعاي عشق/تموّج نگاه تو به قلب من نشانه است/36
  20. سرداب عشق/عالِمی دیدم دلش  شاداب بود/38
  21. قبله‌ی حاجات/یک شب که بخندد به دلم خوشه مهتاب/40
  22. مشق خورشید/حرف گل‌های چمن از خم ابروی تو بود/41
  23. شوق تماشای تو/روی تو را دیدم و دل آب شد/42
  24. مسیح فاطمه/مسافری که ز راه دور می‌آید/44
  25. خواب سرداب/برلب شط خیالش چهره‌ای درآب بود/45
  26. خورشید عالمتاب/از پشتِ شیشه نیمه شب مهتاب می‌تابید/47
  27. در انتظار صبح/وقتِ طلوع صبح است از جانب خراسان/49
  28. لبخند ارباب/آهسته شبی گفت به من دختر مهتاب/51
  29. انتقام/غروب ِغربت و غم با کمی تاخیر می‌آید/53
  30. تصویر چشمان توآشنایت نیمه شب آئینه‌ای در خواب دید/55
  31. حسرت دیدار تو/تاکی بنشینم که تو از مشرقِ دیدار بیایی/57
  32. نشانه‌های ظهور/کجاست کشتی‌ات ای نوح باز توفان شد/59
  33. وقت ظهور/توفان غم به دشت و بیابان رسیده است/61
  34. امامِ غائبِ دوران/نسیم نزهتِ جانان/63
  35. سفیر صلح/پرنده پر زده از ایستگاه تنهائی/65
  36. آفتاب یاد شما/امشب به یاد روی تو دریا کشیده‌ام/67
  37. خدای مهر و محبت/خدای مهر و محبت، امام دوران است/69
  38. سرنوشت/تفنگ و تیر خروشید و ناگهان افتاد/71
  39. وقتِ اذان ظهور/بادِ بهاری پر از رایحه‌ی جان شود/73
  40. آرزوی پنجره/زل زد امشب مردمک‌هایم به روی پنجره/75
  41. قبله‌ی عشق/مرد عاشق شده می‌گفت که بیمار تو شد/76
  42. حضرت عشق/هان مگر عکس تو در آینه پیدا شده است؟/77
  43. ملاقات خورشید/شبیه ماه محرّم شدم امروز/79
  44. ماهِ دلارا/چشم تو آئینه‌ی مهتاب شد/81
  45. پرتو نور تو/آنکه چشمانِ تو را دیده و  عاشق شد و رفت/82

مقدمه درکوچه باغ انتظار :

خيلي وقت‌ها نبايدها، بايد مي‌شود بي‌آنكه خواسته باشيم. تازه خيلي وقت‌ها اختيار ناخواستة ما هم بر آن قرار مي‌گيرد. خلاصه آنچه كه بايد بشود مي‌شود، مثل همين مقدمه نويسي من برای كتابي كه پيش‌رو داريد. این کتاب ماحصل نزديك به هفت سال چشم انتظاري است، تا کامل شود و به مرحله چاپ برسد.

اما فروردین امسال(1400) تعدادی غزل را از مجموعة كم كرديم و چند غزل ديگر به مجموعه اضافه نموديم كه همين شد كه مي‌بينيد. خلاصه همه چيز دست به دست هم داد و بغض‌هاي فروخورده‌ي‌مان به نفس تنگي کرونا رسید و سر از بيمارستان «بقیه الله» در آوردیم كه بوي شب‌بوها را 7 شبانه روز پشت درهاي هميشه نگران اتاق بستری اشك چشمانمان كرد .خلاصه نزدیک بود زندگي‌مان در فريادهايي، كه در راهروهاي بيمارستان نکشیدیم، مچاله شود و گل‌هاي مريم زندگي‌مان پژمرده شود که دعاهای شما عزیزان در ماه مبارک رمضان و نگاه های پر مهر ائمه اطهار بویؤه امام زمان(عج) کارساز شد و عمرمان به دنیا بود و شد آنچه که باید بشود.

به قول عماد خراساني: «از ما گذشت نيك و بد اما تو روزگار / فكري به حال خويش كن اين روزگار نيست»، از ما هم گذشت،

و اما رسالت شاعر دریافت شعر است که در زمان خاص، مأمور به سرودن و نوشتن آن است و بيان حس و کلمات است که آن هم دست خود شاعر نيست.

هر موجود زنده‌اي به زبان و حال خويش که درانسان به نطق شناخته می‌شود و صداي جانداران مانند شيهه اسب،چهچه گنجشگ،  بانگ خروس و آواي کبک و حتي در عالم غير زنده هم سوز باد، صداي رعد،  شرشر رود، غل غل چشمه و خش خش برگ همه شعر است و بی‌گمان شعر ريشه در ذات وجودي خلقت دارد.خلاصه آنکه شعر اوج تسلط برکلمات و سخنوري است  که با همان کلمات عادي، که دیگران حرف می زنند سروده و بیان می شود.

این مجموعه

درکوچه باغ انتظار تقدیم می‌گردد به ساحت مقدس ائمه اطهار(علیهم السلام)بویژه آقا امام زمان(عج ا…تعالی فرجه الشریف)اوکه نگاه پر مهرش را همیشه در زندگی  احساس کردم و به شماکه دقایقی از عمر خویش را درمطالعه این اثر سپری می کنید.

امید است غزلیات این مجموعه که در نوع خودش شاید کم نظیر باشد بتواند ماندگار شود و در خاطره‌ها و اذهان شما ادب دوستان به یادگار بماند.اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر

غلامرضاابراهیمی

رضای بیرجندی

تهران

خرداد1400

اطلاعات بیشتر

وزن 200 g

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “درکوچه باغ انتظار”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *