رونمایی کتاب در ساحل به دنبالت می گشتم اثر سارا قبادلو

رونمایی کتاب در ساحل به دنبالت می گشتم اثر سارا قبادلو

دوازدهم دیماه کتاب در ساحل به دنبالت می گشتم اثر خانم سارا قبادلو

با حضور اعضای انجمن حفظ آثار و با حضور تعداد کثیری از علاقمندان

و خانواده بزرگ موسسه خیریه امام رضا (ع )رونمایی شد.

عرض خیر مقدم

باسلام و عرض ادب و احترام خدمت مسولین محترم، اساتید گرامی،

انتشارات ستاره جاوید
www.setarejavid.com

سروران، دوستانی و عزیزان توان یابی  که قدم رنج کردند

و از راه دور و نزدیک تشریف آوردند و گرما بخش محفلمان شدند. سپاسگزارم

و سپاس فراوان

و سپاس فراوان از استاد خوبم جناب آقای عباس عابد ساوجی که مرا درمسیر هدفم یاری رساندند.

روزهایی که ترس از نوشتن داشتم و ایشان با تمام بزرگی شان تلنگری برمن زدند و فرمودند.

بس است و فرصت را از دست ندهم و شروع به نوشتن کنم.

نماد انسانیت و مهربانی

استادی که برایم نماد انسانیت و مهربانی است و من در برابر این همه بزرگی شان تعظیم می کنم.

زمانی که منفی فکر می کردم و نمی توانستم ببینم چگونه باید به چیزی که می خواهم برسم.

هیچ وقت اتفاقات خوب برای من نمی افتاد و درمورد چیزهایی که از آن می ترسیدم فکر می کردم و دنبال رویاهایم نمی رفتم.

حق انتخابم به دست دیگران بود و با نشستن و آرزو کردن کاری پیش نمی رفت،

در گذشته وقتی به دنیای بیرونی نگاه می کردم کمبود می دیدم.

از خداوند  یاری خواستم

از خداوند خواستم تا مرا دراین مسیر یاری کند

یاد گرفتم عشق و امید موانع را ازبین می برد و هرگز شکست نمی خورد و عشق مردم را سرپا نگه می دارد.

من به خودم و خدا اعتماد کردم و باعمل نشان دادم تا عشق بی قید و شرط داشته باشم

و نه تنها به دیگران شادی بیشتر و کمک خواهم نمود. بلکه خود نیز پیشرفت خواهم کرد.

وقتی باورهایم را تغییر دادم

موافق با شروع نو وتازه شدم. تبدیل شدم به هر آن چه که خداوند من را خلق کرده بشوم  وقتی باورهایم را تغییر دادم به

حقیقتی متفاوت دست یافتم.

سرنوشتم مهم تراز آن بود که وقت خود را با افرادی بگذرانم که کمکی برای بهتر شدنم نمی کردند.

اگر یاد نمی گرفتم با وجود ترس باید اقدام کنم الان اینجا نبودم.

استعداد، شجاعت و لبخند خود را پنهان نکردم و دنیا را جای بهتری برای زندگی کردن دیدم و فضای ذهنم را وسیع تر کردم .

جهان هستی به کسی که می داند به کجا می رود راه را نشان می دهد.

در مقدمه کتاب می خوانید:

در مقدمه کتاب در ساحل به دنبالت می گشتم (نشر ستاره جاوید https://www.setarejavid.com  ) می خوانید

حالا دیگر از زندگی خسته نیستم، بلکه زندگی را لحظه لحظه می نوشم.

انتشارات ستاره جاوید
www.setarejavid.com

برای یافتن چیزهایی که به دنبالش بودم ارزشش را داشت که در جستجویش باشم تا سرنوشتم را عوض کند.

از انسان هایی که در مسیر زندگی ام قرار گرفتند چیزها آموختم.

دیگر احساس حقارت و سرافکندگی نمی کنم.

به صداهای مایوس کننده و آن ها که انرژی منفی را ساتع می کنند گوش نمی دهم.

با این وجود هنوز شاگردی هستم که در صحنه زندگی می آموزم.

روزها در گذرند

روزها در گذرند فقط باید خندید و گذشت.

خدایی که در قلبم بود، اما من در دور دستها به دنبالش می گشتم.

مرا در آغوش داشت اما من فقط رد پای خود را در ساحل می دیدم.

او به من آموخت تا به دلهای مردم سرزمینم شادی، عشق، مهربانی و محبت را هدیه کنم

درباره نویسنده

مدیریت انتشارات

logo-samandehi